ملا محمد مومن كرمانى

117

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

در تصرف داشتند . پس از مرگ كريم خان ، « 1 » و دورهء خان خانى بعد از او ، چند صباحى نگذشت كه لطفعلى خان زند به كرمان آمد و با جهانگير خان پسر محمد حسين خان سيستانى و ساير افاغنه هم‌پيمان شد . سه خروار ادويه شاهرخ خان مردى ثروتمند و مقتدر بود . او دختر سيّد حسن بيگ اسماعيلى - آقا خان - را براى يك پسر خود ، لطفعلى خان ، عقد نمود . گويند « زمان عروسى ، سه خروار أدويه صرف شد ، ساير مأكولات و تنقّلات را بر اين قياس بايد كردن . و العهدة على الرّاوى . در شب زفاف ، شاهرخ خان از خانهء سيّد پياده در ركاب عروس مىرفت . . . » « 2 » وقتى رجال كرمان درباره همكارى با لطفعلى خان زند اغلب هم‌رأى بودند ، تنها آقا على پدر ميرزا حسين وزير ، و مرتضى قلى خان پسر شاهرخ خان زرندى بودند كه اين رأى را سخيف شمردند . ابو الحسن خان

--> ( 1 ) - جالب‌ترين شعر در مرگ كريم خان اين بيت است : وكيل زند ، چو زين‌دار بىمدار گذشت * سه از نود ، نود از صد ، صد از هزار گذشت ( 2 ) - تاريخ وزيرى ، ص 699 ، اين سيد حسن بيگ جدّ سيد ابو الحسن خان اسماعيلى ( عطا شاه ) و حاكم كرمان در اواخر زنديه و هنگام طغيان لطفعلى خان زند است . ( در اين طايفه ، چند ابو الحسن شاه داشته‌ايم ) . براى مقايسه ميزان مخارج عروسى شاهرخ خان كافى است عرض كنم كه چند سال پيش ( زمستان 1367 ش / 1989 م . ) در رفسنجان كرمان ، همين فلفل هندى ، را كيلوئى هزار تومان فروخته‌اند . مىتوانيد تصور كنيد كه سه خروار ادويه ( حدود هزار كيلو ) كه لابد قسمت عمده آن فلفل بوده است ، چه مقدار قيمت داشته ؛ ديگر روغن و برنج و شيرينى كه با اين ادويه ( فلفل و هل و قرنفل و جوز و زردچوبه و امثال آن ) خورده شده است چه مقدار بوده ، خدا داند . بى خود نيست كه راه ميان هندوستان و شرق مديترانه - يعنى همين راه ميناب به كرمان و يزد و رى ، يا راه بوشهر به آذربايجان ، يا راه بصره به موصل را ، راه فلفل و راه ادويه لقب داده بوده‌اند .